خرید بک لینک

در مرحله پیش از بتن ریزی دال بر روی عرشه (Construction stage) عرشه فولادی بایستی به تنهایی طبق آیین نامه علاوه بر وزن بتن تر و خود عرشه توانایی تحمل بارهای در حال ساخت شامل نیروها و تجهیزات اجرایی به میزان ۱۰۰kg/m² را در دهانه مجاز دارا باشد . در این حالت مقادیر ممان مثبت و منفی و همچنین تغییر مکان عرشه (δ ) بایستی کمتر از مقادیر مجاز مربوطه باشند .

 

فرمول محاسبه عرشه

 

در مرحله رفتار مرکب (Composite condition) با در نظر گرفتن رفتار مرکب دال و عرشه با یکدیگر(دال عرشه) دهانه مجاز بر اساس کنترل ظرفیت خمشی مثبت دال عرشه مرکب ، خیز تحت بار زنده و خیز تحت مجموع بارهای زنده و مرده بدست می آید.
با توجه به اینکه مقاومت تسلیم ورقهای فولادی گالوانیزه تولید شده در داخل کشور عمدتاً بین ۳۰۰۰kg/m² تا ۳۵۰۰kg/m² می باشد لذا معمولاًحداقل تنش مجاز عرشه ها fy=3000kg/m² در محاسبات در نظر گرفته می شود .
در محاسبات دال عرشه معمولاً از بتن با وزن مخصوص تر ۲۴۰۰kg/m² و خشک ۲۳۵۰kg/m² با مقاومت فشاری f’c=210kg/m² استفاده می شود .
در محاسبات دال عرشه معمولاً سعی می شود از گزینه تیر و عرشه بدون شمع بندی استفاده شود .
مقدار دهانه مجاز دال عرشه بسته به اینکه عرشه دارای تکیه گاه ساده (بدون تکیه گاه میانی ) یا چند دهانه ( دارای تکیه گاه میانی ) باشد ، متفاوت می باشد. جهت اقتصادی شدن طرح از عرشه گذاری بصورت حداقل دو دهانه در محاسبات و اجرا ، استفاده می شود.
آرماتور حرارتی در بالای عرشه با حداقل و حداکثر پوشش بتن ۱۵mm, 30mm قرار می گیرد و مقدار آن در صورتی که از عرشه بصورت مرکب استفاده شود حداقل ۰.۰۷۵ درصد سطح مقطع دال روی عرشه می باشد و در صورتی که از عرشه تنها به عنوان قالب استفاده شود محاسبه مساحت واحد سطح آرماتور حرارتی بر مبنای دال های متداول بتنی مطابق آیین نامه ACI ۳۱۸-۰۵ می باشد .
کنترل دال عرشه در برابر حریق معمولاً مطابق آیین نامه های BS و Sdi طراحی و کنترل مقاومت در برابر آتش سوزی دال عرشه به روش Simple method صورت می گیرد .
در این روش که اقتصادی ترین روش طراحی دال در برابر آتش می باشد ، مقاومت سقف در برابر آتش سوزی توسط مقدار ضخامت دال با آرماتور حرارتی تعیین می گردد . حداقل ضخامت دال بتنی روی عرشه جهت مقاومت سقف در برابر آتش طی مدت زمان معینی بر مبنای آیین نامه Sdi مطابق جدول ذیل می باشد.

 

بتن دال عرشه فولادی

 

حداقل ضخامت بتن دال

 

t : مدت زمان مقاومت در برابر آتش
h : حداقل ضخامت بتن دال از بالای کنگره عرشه

حداکثر دهانه مجاز در عرشه فولادی

بر اساس دستور مبحث دهم مقررات ملی ساختمان حداکثر فاصله بین دو تیر اصلی در سقف های عرشه فولادی ۱۲ متر می باشد. فاصله بین تیرهای فرعی نیز با توجه به ارتفاع ورق و نوع شبکه میلگردی و عمق تیر بر اساس فرمول زیر محاسبه می شود:

d/L>1/20

d= عمق تیر+ضخامت دال روی آن
L= طول دهنه تیر

 

منبع:

گروه صنعتی عرشه کاران

 

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: جمعه 29 آذر 1398 ساعت: 22:47

امروز باهم چند نکته سازه ای را بررسی می کنیم. حتما با من باشید.

1. حداقل طول وصله در تیرها، ستون ها و دالها، 55 برابر قطر آرماتور رعایت گردد. در صورتی که طول وصله کمتر از این مقدار باشد، محاسبات مربوطه در دفترچه محاسبات اضافه شود.

2. در ستون های قاب های با شکل پذیری متوسط و زیاد، توجه شود که حداکثر نسبت آرماتور طولی در محل وصله به 6% محدود گردد. لذا در صورتی که نسبت آرماتور ستون بیش از 3% باشد، باید آرماتورهای مقطع، در طول ستون در محل های متفاوت وصله شوند به نحوی که در هر مقطع ستون، نسبت آرماتور از 6% فراتر نباشد.

3. طبق بند های 9-20-3-2-2-7 و 9-20-4-2-3-10 در قاب های با شکل پذیری متوسط و زیاد، در محل اتصال ستون به شالوده، باید آرماتور عرضی حداقل در طول 300 میلیمتر در شالوده ادامه یابد. همچنین در قسمت های خارج از ناحیه بحرانی ستونها (محدوده میانی ستونها) طبق بند 9-12-6-4-1 حداکثر فاصله بین آرماتورهای عرضی ستون به d/2 محدود میشود.

4. در مورد آرماتور عرضی تیرها در قابهای با شکل پذیری متوسط و زیاد، حداقل طول "دو برابر ارتفاع تیر" برای آرماتورگذاری عرضی ویژه کنترل شود. همچنین حداکثر فاصله مجاز آرماتورهای عرضی در این ناحیه برابر یک چهارم ارتفاع موثر تیر (d) در نظر گرفته شود و فاصله اولین آرماتور عرضی از بر ستون بیش از 5 سانتیمتر نباشد.

5. در مورد تیرهای اصلی که تیرهای فرعی با بار قابل توجه به صورت تودلی به آنها متصل میشوند، باید آرماتور پیچشی طولی و عرضی محاسبه شده توسط نرم افزار به طور مناسب با آرماتورهای خمشی و برشی تیرهای اصلی ترکیب شده و در نقشه ها درج شود. در مورد جزئیات طراحی و نحوه ترکیب آرماتورها و چیدمان آنها در مقطع، توجه به بخشهای 9-12-7 تا 9-12-12 مبحث نهم لازم است. طبق بندهای 9-12-8-3، 9-12-9-1 و 9-12-12-1 باید آرماتور پیچشی طولی به طور یکنواخت دور تا دور مقطع توزیع شده و ترکیب آرماتور پیچشی (طولی و عرضی) با آرماتور خمشی و برشی انجام شود.

6. در مورد تغییر مقطع ستون های بتنی که در نما قرار میگیرند، باید کوچک شدن ستون فقط از سمت داخل ساختمان انجام شود. با توجه به بخش 9-11-12 مبحث نهم، در صورتی که میزان عقب نشینی مقطع ستون از یک سمت بیش از 75 میلیمتر باشد یا شیب ملایم تر از 1 به 6 برای میلگرد طولی ستون تامین نشود باید در محل عقب نشینی آرماتور ستون پایینی با خم استاندارد مهار شود و برای ستون بالایی آرماتور انتظار در ستون پایینی پیش بینی شود. در مورد ستونهای میانی نیز که کوچک شدن مقطع از دو طرف انجام میگیرد، در صورتی که شرایط فوق برقرار باشد، باید آرماتوربندی با توجه به این جزئیات رسم شود. لطفا به شکل های ذیل توجه شود:

۷. برای تیرهای با دهانه کوتاه در قابهای شکل پذیر متوسط و زیاد، توجه شود که طبق بند 9-20-3-1-1-1 مبحث نهم، حداکثر مقدار عمق موثر تیر باید به یک چهارم دهانه آزاد تیر محدود شود. همچنین به علت طول کوتاه این دهانه ها، نیروی برشی حاصل از زلزله در این دهانه ها نسبت به دیگر تیرها بیشتر بوده و آرماتور برشی مورد نیاز نسبت به دیگر تیرها بیشتر خواهد بود که توجه طراح سازه به آن ضروری است.

8. در تیرهای قاب های خمشی بتنی با شکل پذیری متوسط و زیاد، طبق بندهای 9-20-3-1-2-2 و 9-20-4-1-2-2 باید در بر ستون مقاومت لنگر خمشی مثبت حداقل به میزان نصف مقاومت لنگر خمشی منفی تامین شود. به این منظور لازم است در بر ستونها مقدار آرماتور تحتانی (آرماتور فشاری) کمتر از نصف آرماتور فوقانی (آرماتور کششی) نباشد.

9. در تیرهای قاب های خمشی بتنی با شکل پذیری متوسط و زیاد، طبق بندهای 9-20-3-1-2-2 و 9-20-4-1-2-3 باید حداقل یک چهارم آرماتور موجود در مقاطع بر تکیه گاه ها، (هر انتها که آرماتور بیشتری دارد) در سراسر طول تیر ادامه داشته باشند.

10. در مقاطع تیرها، حداقل فواصل آزاد بین میلگردها طبق بخش 9-11-11 مبحث نهم رعایت گردد. رابطه تقریبی زیر به عنوان راهنما پیشنهاد می شود:

n=Integer[ (b-65) / (2db+35) ]

b :عرض تیر بر حسب میلیمتر

db : قطر میلگرد طولی بر حسب میلیمتر

: حداکثر تعداد میلگرد با احتساب میلگردهای سراسری و تقویتی

رابطه فوق درحالت وصله شدن کلیه میلگردها به دست آمده است. در صورتی که طول تیر به نحوی باشد که احتیاج به وصله نداشته باشد، حداکثر تعداد میلگردها قابل افزایش خواهد بود. به هر حال، در مواردی که تعداد میلگرد مورد نیاز بیشتر از حداکثر تعداد مجاز میلگرد باشد، باید آرماتورها در دو یا چند سفره چیده شوند. در این حالت حداقل فاصله لازم بین سفره های متوالی، طبق بند 9-11-11-1-3 باید برابر حداکثر دو مقدار 25 میلیمتر و بزرگترین قطر میلگرد طولی باشد. در فایل کامپیوتری سازه نیز باید مقدار پوشش بتنی تیرها متناسب با تعداد سفره های میلگرد افزایش یابد به نحوی که نشان دهنده مرکز سطح تقریبی مجموعه میلگردها باشد. جزئیات مورد نظر در شکل های فوق نشان داده شده است.

11. در مقاطع ستونها، حداقل فواصل آزاد بین میلگردها طبق بخش 9-11-11 مبحث نهم رعایت گردد. رابطه تقریبی زیر به عنوان راهنما پیشنهاد می شود:

n=Integer[ (c-55) / (2db+40) ]

c : عرض ستون بر حسب میلیمتر

db : قطر میلگرد طولی ستون بر حسب میلیمتر

: حداکثر تعداد میلگرد در ضلع ستون به عرض c

12.در مورد تیرهایی که عرض آنها بزرگتر از عرض ستون تکیه گاهی است، جزئیات کامل اتصال تیر به ستون با رسم نحوه عبور آرماتورهای تیر از ستون نشان داده شوند.

13. توجه شود که برای قابهای با شکل پذیری متوسط و زیاد، طبق بندهای 9-20-3-1-1-2 و 9-20-4-1-1-2 برون محوری هر عضو خمشی نسبت به ستونی که با آن قاب تشکیل می دهد، (فاصله محورهای هندسی دو عضو) نباید بیشتر از یک چهارم عرض مقطع ستون باشد.

14. با توجه به اینکه باید آرماتور تیرها با قلاب ◦90 در ستونهای کناری سازه مهار شوند و با توجه به اینکه طول قلاب استاندارد ◦90 حدود ۱۵ برابر قطر میلگرد است، حداقل اندازه مجاز ستونها 35x35 سانتیمتر خواهد بود که در این حالت حداکثر قطر مجاز برای آرماتور طولی تیر برابر 18 میلیمتر است. به عنوان یک رابطه تقریبی، حداقل بعد لازم برای ستون بر حسب قطر میلگرد تیر، برابر "۱۵ برابر قطر میلگرد + ۷۰" میلیمتر خواهد بود.

15. در صورت استفاده از آرماتور برشی مارپیچ، طبق بند 9-11-9-4-3 در هر گام مارپیچ فاصله آزاد بین میلگردها نباید از 75 میلیمتر بیشتر باشد.

16. در صورت استفاده از قاب خمشی بتنی با شکل پذیری زیاد، توجه شود که کنترل آرماتور عرضی ستونها در نواحی بحرانی (موضوع بند 9-20-4-2-3-2) توسط نرم افزار انجام نمی شود و این محاسبات باید به صورت دستی در دفترچه محاسبات انجام و آرماتور لازم در نقشه ها درج گردد.

17. در صورت استفاده از دیوار برشی، برای انتقال بار از دیافراگم سقف به دیوار برشی باید آرماتور دوخت مورد نیاز با عملکرد برش اصطکاکی طبق بخش 9-12-13 برای نیروهای انتقالی دیافراگم که از بخش 6-7-2-7 محاسبه می شود طراحی گردد. این نکته باید در مورد دیوارهایی که به علت قرار گرفتن در کنار بازشوهای سقف، اتصال کامل به دیافراگم ندارند به طور ویژه بررسی شود. توصیه می شود اصولا از کاربرد دیوارهای برشی در کنار بازشوهای سقف اجتناب گردد.

18. در مورد دالهای بتنی (سقف و رمپ) کنترل حداقل ضخامتها طبق ضوابط فصل 14 مبحث نهم مقررات ملی ساختمان در دفترچه محاسبات انجام گیرد. در غیر این صورت باید کنترل تغییر شکل برای ضخامت مورد نظر، طبق ضوابط این فصل با انجام محاسبات تغییر شکل در حالت بهره برداری، انجام شود.

19. طبق بند 9-9-7-2 در سازه های بتنی در صورتی که طول یا عرض ساختمان از مقادیر تعیین شده (35 متر برای شرایط آب و هوایی تهران) تجاوز کند، اجرای درز انبساط به مقدار حداقل الزامی است. درز انبساط باید در شالوده نیز ادامه یابد. در ضمن با توجه به شرایط سازه باید مقدار درز انبساط با حداقل عرض درز انقطاع نیز طبق بند 6-7-1-3-4 کنترل گردد.

20. در مورد آرماتور عرضی ستونها در قابهای با شکل پذیری متوسط و زیاد، حداقل طول برای ناحیه آرماتورگذاری عرضی ویژه برابر حداکثر مقادیر"یک ششم ارتفاع آزاد ستون، ضلع بزرگتر مقطع مستطیل یا قطر دایره و 450 میلیمتر" کنترل شود. همچنین حداکثر فاصله مجاز آرماتورهای عرضی در این ناحیه برابر حداقل مقادیر"8 برابر قطر کوچکترین میلگرد طولی ستون، 24 برابر قطر خاموت، نصف کوچکترین ضلع مقطع ستون و 150 میلیمتر" در نظر گرفته شود و فاصله اولین آرماتور عرضی از بر اتصال ستون به تیر نباید بیش از نصف مقادیر فوق باشد. در ناحیه میانی ستون، حداکثر فاصله مجاز آرماتورهای عرضی برابر حداقل مقادیر "نصف ارتفاع موثر مقطع (d/2 ) و 250 میلیمتر" در نظر گرفته شود.

21. در مورد ستونهایی که هم در تراز طبقه و هم در تراز میان طبقه به آنها تیر متصل می شود (مانند ستونهای پاگرد پله ها و ستونهای واقع در مرز اختلاف تراز ساختمانهای دوبلکس) برای کنترل بند 20، در اغلب موارد ابعاد ستون به نحوی است که باید خاموت گذاری ویژه در کل ارتفاع ستون به صورت پیوسته انجام گیرد.

 

منبع:

مهندسی ساختمان

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: جمعه 29 آذر 1398 ساعت: 22:45

راه پله یکی از اجزای سازه است که درواقع راه ارتباطی ما بین طبقات سازه است و در هنگام زلزله  اهمیت زیادی دارد اما همین پله ها جزئیات خاصی دارند مثلا بارگذاری راه پله خیلی مهم و اساسی است. در این مقاله می خواهم جزئیات راه پله را بیان کنم.

پله و اجزای تشکیل دهنده آن

از پله معمولا جهت دسترسی به سطوحی استفاده می شود که در یک تراز قرار نگرفته اند. هر پله از مشخصاتی برخوردار است که شامل طول و عرض و غیره می باشد و ابعاد هر کدام از آنها توسط عملکرد و موقعیت آن مکان متغیر است که در شکل زیر می توانید مشاهده کنید.

راه پله چیست

الف)کف پله(b): سطح بالایی پله را کف پله می نامند، به این معنا که محلی که پا بر روی آن قرار می گیرد را در بر می گیرد و به طور معمول اندازه ی آن نزدیک به ۳۰ سانتیمتر می باشد.

ب)ارتفاع یک پله(h): ارتفاع پله به فاصله ی عمودی دو کف پله ی پشت سر هم گفته می شود.

ج)پیشانی پله: این بخش عمودی بوده و بین دو کف پله ی پشت سرهم قرار می گیرد.

د)گونه پله: گونه ی پله به سطوح حاشیه ای دو سمت پله گفته می شود.

ه)عرض پله(g): به فاصله ی میان گونه های هر کدام از تک پله ها اطلاق می شود

و)شیار کف پله: کف پله دارای یک یا دو گودی می باشند که در راستای عرض پله ایجاد می شوند. شکل زیر بخش های مختلف یک پله را نشان می دهد.

جزئیات راه پله

 

ز)ردیف پله: همانطور که در تصویر زیر مشاهده می کنید به مجموعه ای از پله های پی در پی میان دو اختلاف سطح، گفته می شود. یک ردیف پله اغلب شامل سه پله ی متوالی است.

ردیف پله چیست

ح)پاگرد: این سطح معمولا پس از طی یک ردیف پله ساخته می شود. از این سطح جهت تغییر مسیر و استراحت استفاده می شود.

ط)چشم پله: به فاصله ی میان دو ردیف پله ی رفت و برگشت چشم پله گفته می شود که در تصویر زیر نشان داده شده است.

چشم پله چیست

ی)نرده: برای ممانعت از پرت شدن و سقوط افراد از بالای پله ها به پایین از نرده استفاده می شود که در لبه ی پله ها نصب و اجرا می شود. از نرده می توان به عنوان تکیه گاهی برای بالا و پایین رفتن استفاده کرد. جنس نرده نیز می تواند فلز، چوب و … باشد. نمونه ای از پله در تصویر ذیل نشان داده شده است.

نصب و اجرای راه پله

در شکل ارائه شده در ذیل می توانید جزئیات پلکان را از نمای افقی ملاحظه کنید.

جرئیات اجرایی راه پله

در تصویر زیر نیز می توانید نمای یک ردیف پله را از پهلو مشاهده کنید.

دیتیل راه پله

ک)سر گیر پله: از این مورد به منظور حرکت افراد و جابه جایی وسایل استفاده می شود، حداقل ارتفاع آزاد به حالت عمودی از کف پلکان بالایی ۲ متر و ۲۰ سانتیمتر تعیین می شود که در شکل زیر می توانید مشاهده نمایید.

سر گیر راه پله

 

ل)قرنیز پله: معمولا دیوارهایی که در کنار پلکان قرار دارند و با گچ پوشانده می شوند و در زمان رفت و آمد در نتیجه ی ضربات پای عابرین آسیب می بیند و حالت اولیه ی خود را از دست می دهد، و نیز در زمان شستشوی پله ها و پاگردها،آب روی آن تاثیر گذار است و باعث آسیب دیدگی می شود.به منظور پیشگیری از آسیب های ذکر شده در پای دیوار و کنار پله ها قرنیز در نظر می گیرند.برای ساخت قرنیز معمولا از سنگ پلاک ، موزائیک یا چوب استفاده می شود. در زیر می توانید دو نوع قرنیز را ملاحظه نمایید.

قرنیز پله

م)خط شیب پله: این خط معمولا لبه ی پایینی پله های یک ردیف را به هم متصل می نمایند.

ن)زاویه ی شیب پله(a): به زاویه ی بین خط شیب پله با خط افق زاویه شیب پله می گویند.

ش)حجم پله(t): ضخامت سقف زیر یک ردیف پله را حجمپله نامگذاری نموده اند.در شکل زیر حجم پله نشان داده شده است.

شیب راه پله

 

 

منبع:

ساختمان 115

 

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: يکشنبه 24 آذر 1398 ساعت: 22:49

حتما در حین کار با ایتبس و طراحی سازه با خطاها و ارور های زیادی مواجه شده اید اما در این پست می خواهم تنها در رابطه با دو نوع خطای ایتبس صحبت کنم که یکی از آنها ران نشدن ایتبس است.

خطای دیافراگم در etabs

درصورتی که برای سقف های تراز بین طبقه ای (refrence plane) از دیافراگم جداگانه استفاده نشده باشد، نرم افزار خطای دیافراگم خواهد داد. باید آنها را انتخاب کرده و یک دیافراگم مجزا به آن اختصاص داد.

3. علت ران نشدن ایتبس

  • خطای Unable to write frame loads در هنگام آنالیز و بعد از آن Unable to create model to run گاهی نمایش داده می شود، که علت آن ناشناخته بودن بارهای ثقلی برای تحلیل تحت بارهای  فرضی یا خیالی است.

 

مشکل ران نشدن ایتبس (خطای آنالیز نشدن)

مشکل ران نشدن ایتبس

 

  • برای رفع خطای ران نشدن ایتبس، در برخی ورژن های نرم افزار باید یک یا چند بار خیالی notional را حذف کرده، آنالیز را انجام داد و سپس قفل را باز کرده و مجددا بارهای خیالی را تعریف کرده و فایل را ذخیره کرد، یا ابتدا بارهای فرضی را در بخش load cases به بار other تغییر داده و آنالیز کرد و دوباره بارهای فرضی را به پیش فرض program determined برگرداند.

 

رفع مشکل ران نشدن در ایتبس به همراه علت آن

رفع مشکل ران نشدن ایتبس

 

  • ممکن است به دلیل اشکالات مدلسازی که در Check Model مشاهده نشده اند آنالیز انجام نشود. برای رفع این مورد در یک فایل Save as گرفته شده، تمام مدل را انتخاب نموده و از مسیر Edit Merge Joints تمام گره هایی که با فاصله مثلا کمتر از 1 سانتی متر از یکدیگر قرار دارند را به هم متصل کنید.

 

رفع خطای ران نشدن (اتصال گرههای با فاصله کم برای رفع خطای آنالیز)

اتصال گره های با فاصله کم برای رفع خطای آنالیز

 

  • عدم تعریف صحیح مصالح فولاد، بتن و میلگرد نیز می تواند مانع از آنالیز شود، باید در قسمت تعریف مصالح به مقدار صحیح مدول الاستیسیته (E)، چگالی و تنش تسلیم توجه نمود.
  • اگر ضریب کاهش سختی برای تیرها، ستون ها و دیوار ها تعریف شده باشد ممکن است عدد ناچیزی وارد شده باشد و موجب جلوگیری از آنالیز شود.
    می توان در یک فایل ذخیره شده جداگانه سختی همه اعضا و سطح ها را از مسیرهای Assign-Frame-Property Modifiers و Assign-Shell-Stiffness Modifiers یک داد و متوجه شد خطا مربوط به سختی است یا خیر.

 

رفع خطای ران نشدن در ایتبس

 

  • مش بندی سطوح و دیوار ها می تواند گاهی عامل جلوگیری از آنالیز باشد. می توان در یک فایل ذخیره شده، دیوار ها و سطوح را حذف کرده، بدون مش بندی اضافه کرد و دید آیا بدون مش بندی آنالیز انجام می شود و یا خیر و در صورتی که مشکل از مش بندی باشد نسبت به اصلاح مش بندی و تغییر ابعاد آن اقدام نمود.

 

منبع:

سبزسازه

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: يکشنبه 24 آذر 1398 ساعت: 22:42

سلام امروز قصد دارم در رابطه با خاموت گذاری تیر و ستون های بتنی صحبت کنیم.

ضوابط خاموت گذاری تیر ها در شکل پذیری متوسط :

طول ناحیه بحرانی :

دو برابر ارتفاع مقطع از بر تکیه گاه به سمت وسط دهانه

در طولی که در آن برای تامین ظرفیت خمشی مقطع به آرماتور فشاری نیاز باشد

فاصله خاموت ها در ناحیه بحرانی :

بیشتر از مقادیر: یک چارم ارتفاع موثر مقطع، 8 برابر قطر کوچکترین آرماتور طولی، 24 برابر قطر خاموت ها و 300 میلیمتر اختیار نشود.

فاصله خاموت ها در سایر نقاط اعضای تحت خمش :

 نصف ارتفاع موثر مقطع

ضوابط خاموت گذاری ستون ها در شکل پذیری متوسط :

طول ناحیه بحرانی:

نباید کمتر از مقادیر زیر در نظر گرفته شود:

یک ششم ارتفاع آزاد ستون

ضلع بزرگتر مقطع مستطیلی شکل ستون یا قطر مقطع دایره ای شکل ستون

450 میلیمتر

فاصله آرماتورهای عرضی در ناحیه بحرانی در مواردی که بصورت خاموت بسته بکار میروند:

کمتر از مقادیر زیر در نظر گرفته شود:

8 برابر قطر کوچکترین میلگرد طولی ستون

24 برابر قطر خاموت ها

نصف کوچکترین ضلع مقطع ستون

300 میلیمتر

فاصله خاموت ها در سایر نقاط اعضای فشاری:

 نباید از هیچیک از موارد زیر بیشتر باشد:

12 برابر قطر کوچکترین میلگرد طولی اعم از اینکه منفرد باشد یا عضوی از گروه میلگرد های در تماس به شمار آید

36 برابر قطر میلگرد خاموت

کوچکترین بعد عضو فشاری

250 میلیمتر

ضوابط خاموت گذاری تیر ها در شکل پذیری زیاد :

طول ناحیه بحرانی :

در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع از بر تکیه گاه به سمت وسط دهانه

در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع در دوسمت مقطعی که در آن امکان تشکیل مفصل پلاستیک در اثر تغییر مکان جانبی غیر الاستیک قاب وجود داشته باشد

در طولی که در آن برای تامین ظرفیت خمشی مقطع به میلگرد فشاری نیاز باشد

فاصله تنگ های ویژه در ناحیه بحرانی :

کمترین مقادیر زیر:

یک چهارم ارتفاع موثر مقطع

8 برابر قطر کوچکترین میلگرد طولی

24 برابر قطر خاموت ها

300 میلیمتر

فاصله خاموت ها در سایر نقاط اعضای تحت خمش :

نصف ارتفاع موثر مقطع

ضوابط خاموت گذاری ستون ها در شکل پذیری زیاد :

طول ناحیه بحرانی:

کمتر از مقادیر زیر در نظر گرفته شود:

یک ششم ارتفاع یا دهانه آزاد عضو

ضلع بزرگتر مقطع مستطیلی شکل یا قطر مقطع دایره ای شکل

450 میلیمتر

فاصله آرماتورهای عرضی در ناحیه بحرانی:

مقدار آرماتور عرضی لازم در ناحیه بحرانی بر اساس ضوابط زیر تعیین میشود:

در ستون های با مقطع مربع مستطیل سطح مقطع کل تنگ های ویژه در هر امتداد، Ash ، نباید کمتر از دو مقدار بدست آمده از روابط زیر باشد:

Ash=0.46(S*hc*(fcd/fyh))*((Ag/Ach)-1)

Ash=0.14*S*hc*(fcd/fyh)

Ash : سطح مقطع کل آرماتور عرضی ، با احتساب رکابی های تک شاخه ای

Ag  : سطح مقطع کل قطعه

Ach  : مساحت مقطع بتن که در مقابل برش مقاومت میکند

S  : فاصله بین سفره های میلگرد های عرضی در امتداد محور طولی عضو

hc  : بعد مقطع ستون در جهت عرضی (محو تا محور میلگرد های محصور کننده)

Fcd : مقاوت محاسباتی بتن (φc*fc)

Fyh : مقاومت مشخصه آرماتور عرضی

فاصله خاموت ها در سایر نقاط اعضای فشاری:

باید بر اساس نیاز طراحی برای برش تعیین شود ولی در هر حال این فاصله نباید بیشتر از مقادیر زیر در نظر گرفته شود:

نصف ضلع کوچکتر مقطع مستطیلی شکل عضو

نصف قطر مقطع دایره ای شکل عضو

شش برابر قطر میلگرد طولی

200 میلیمتر

 

منبع:

گروه مهندسی آرتمن

 

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: پنجشنبه 21 آذر 1398 ساعت: 12:42

همان گونه که می دانید، پی به قسمت هایی از سازه و خاک مرتبط با آن گفته می شود که بار میان زمین و سازه را منتقل می کند. انواع گوناگون پی وجود دارد که در مکانهای مختلف از آن ها استفاده می شود. در این نوشتار نحوه آرماتور گذاری در فونداسیون های متفاوت را نشان خواهیم داد. 

آرماتور گذاری پی های منفرد سطحی

انتقال بار متمرکز دریافتی از ستون به زمین به صورت وسیع توسط پی انجام می گیرد که در تصویر زیر نشان داده شده است.

آرماتور گذاری پی های منفرد

 

در نتیجه در بخش های پایینی پی همانطور که در شکل زیر می بینید، کشش یا کشیدگی به وجود می آید .

 

کشش در یتن

 

همان گونه که می دانید، مقاومت کششی بتن تنها حدود یک دهم مقاومت فشاری بوده و بتن تحمل کشش را ندارد. بنابراین مسئولیت تحمل کشش در سازه های بتن فولادی را میلگرد های فولادی بر عهده دارند. لذا بایستی در بخش های پایین پی که آبستن کشش است ، میلگرد فولادی بگذاریم . تصویر زیر مثال ساده ای از این مورد را نشان می دهد.

تحمل نیروی کششی توسط میلگرد ها

 

با در نظر گرفتن این نکته که کشیدگی در هر دو سمت پی منفرد ایجاد می شود ، بایستی آرماتورهای مرتبط با آن در هر دو سمت قرار گیرند. در تصویر ارائه شده در زیر می توانید دو نوع پی منفرد سطحی را با میلگرد های آنها مشاهده نمایید.

 

کشیدگی در بتن

 

این ارزیابی های تکنیکی و محاسبات است که قطر و فاصله ی این آرماتورها از هم را تعیین می نماید . چنانچه نیاز باشد قطر و فاصله ی آنها توسط ضوابط و مقررات تعیین و مشخص می شود .

قالب بندی پی منفرد بتنی

پی بتنی دارای مصالحی است که برای قالب بندی آن به کار می رود . در ادامه به تشریح این مصالح خواهیم پرداخت:

قالب آجری

در سازه هایی که در آنها قالب بندی تنها برای پی ها انجام می شود ، همچنین بناهای کوچکی که مصالح قالب بندی ارزان مانند چوب و فلز در آنها استفاده نمی شود، دیوار های آجری را برای قالب پی مورد استفاده قرار می دهند. ملات این دیوارها در اغلب موارد از گل است که به وسیله ی ورقه های پلاستیکی روی آنها به منظور ممانعت از خروج شیره ی بتن پوشانده می شود . همچنین این عمل موجب جلوگیری از ضعیف شدن پی می شود . از اندود ماسه سیمان هم می توانیم به جای ورقه های پلاستیکی استفاده نماییم . این اندود منجر می شود که بتوانیم پس از بتن ریزی ، آجرهای دیوار را مورد استفاده قرار دهیم .

قالب های چوبی

این قالب ها دارای استفاده ی محدودی می باشند .

قالب های فلزی

از این قالب ها در مواردی استفاده می شود که قصد داریم بدنه ی قالب و قطعات آن را به طور مکرر مورد استفاده قرار دهیم . فراموش نکنید که به کار بردن قالب های پیش ساخته ی فلزی در قیاس با استفاده از قالب های چوبی و آجری بسیار به صرفه تر می باشد .

نکته: اگر در موقعیتی قرار گرفتید که خاک برداری به میزان کافی برای قالب بندی امکان پذیر نیست ، باید خاک برداری پی را به شکلی عمودی انجام دهید .

شناژ رابط پی های منفرد

چنانچه قصد دارید از حرکت افقی پی های منفرد ممانعت به عمل آورید ، در مکان هایی که امکان پذیر است می توانید آن ها را توسط شناژهای رابط به هم متصل نمایید. ابعاد شناژها توسط محاسبه و ارزیابی تکنیکی به گونه ای برنامه ریزی می شوند که بتوانند حداقل معادل ۱۰ درصد بار ستون های دو سمت خود را به حالت کششی و فشاری تحمل نمایند . در هر شرایطی باید دقت کرد که سطح مقطع شناژ نبایستی از ۳۰ در ۳۰ سانتیمتر کمتر باشد . شناژها دارای آرماتورهای طولی هستند که از ۴ میلگرد با قطر ۱۲ میلیمتر تشکیل شده اند . دو میلگرد در پایین و دو میلگرد در بالا به وسیله ی خاموت هایی نگهداری می شوند که قطر انها ۶ میلیمتر بوده و فاصله ی آنها از یکدیگر حداکثر ۲۵ سانتیمتر می باشد (به شکل زیر نگاه کنید)

 

شناژ رابط فونداسیون ها

 

منبع:

ساختمان 115

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: پنجشنبه 21 آذر 1398 ساعت: 11:52

وال پست چیست ؟

مهم ترین هدف برای استفاده از وال پست جلوگیری از تغییر شکل خارج از صفحه دیوارهای غیر سازه ای است. وال پست نقشی برای تحمل بارهای جانبی ناشی از زلزله ندارد. وال پست ها شامل وال پست عمودی و افقی می شوند.

در واقع وال پست ها کلافه هایی هستند که در طول های معین برای یکپارچه کردن عملکرد دیوار استفاده می شوند. اجرای وال پست موجب درگیری دیوار با اسکلت و استحکام دیوار می شود. وال پست به طور معمول به شکل یک تیر ستون طراحی می شود، در انتهای سالن های صنعتی و همچنین فریم های با دهانه بالا که انتهای آن با دیوار پوشش می شود، قرار می گیرد.

وال پست جیست

 

نقش وال پست چیست ؟

نقش وال پست انتقال نیروهای حاصل از باد و زلزله از دیوار به فریم است که خرابی دیوار جلوگیری می کند. به طور کل، اتصال آن در انتهای متصل به فریم به شکل لوبیایی برای مراحل نصب و روی فونداسیون به شکل مفصل است.

وال پست از اجزای غیرسازه ای است که اجرای صحیح آن تأثیر زیادی در کنترل خرابی دیوارها دارد. با وجود اهمیتی که اجرای وال پست در سازه های شهری دارد، اما در سازه های بسیاری از وال پست استفاده نمی شود و اجرای آن با نقطه ضعف هایی همراه است.

تا پیش از زلزله های اخیر تصور بر این بود که در زمان زلزله فقط سالم ماندن اجزای اصلی سازه مانند تیرها، ستون ها و سقف ها ضامن عملکرد مناسب سازه است و به این شکل میزان خسارت ناشی از زلزله کم خواهد بود. اما حتی در مواقعی که سازه پایدار باشد و به اجزای اصلی آسیبی نرسد، آسیب اجزای غیر سازه ای ممکن است عملکرد سازه را با مشکل مواجه کند و آسیب های مالی و جانی جبران ناپذیری به دنبال داشته باشد.

انواع وال پست چیست ؟

وال پست ها به دو شکل عمودی و افقی وجود دارند. وال پست عمودی وقتی که دهانه بزرگ باشد، از روی تیر طبقه پایین به زیر تیر طبقه بالا در دهانه جوش داده می شود.

انواع وال پست و مهار دیوار از لحاظ اجرایی شامل اجرای وال پست با انکر بولت و نبشی کشی، اتصال دیوار به ستون ها به وسیله میلگرد، اجرای تسمه دور ستون ها، مهار دیوار با استفاده از تعبیه میلگرد در درون ستون های مجاور، مهار دیوار به وسیله تعبیه میلگرد در درون کف، مهار دیوار به دیوارهای برشی به وسیله عبور میلگرد در سوراخ های قالب ها و اجرای وال پست برای جان پناه بام می شود.

ضوابط اجرای وال پست چیست ؟

حال که دانستید وال پست چیست ، بهتر است درباره ضوابط اجرایی آن اطلاعاتی به دست آورید. در بند 7-5-3 در آئین نامه 2800 ویرایش چهارم، ضوابط اجرای دیوارهای غیر سازه ای آمده است. با توجه به این بند آئین نامه و در صورتی که دست کم یکی از شرایط زیر موجود باشد، به اجرای وال پست عمودی نیاز است:

  • طول دیوار از 6 متر بیشتر باشد. در بعضی از دستور العمل ها این اندازه 5 متر عنوان شده است.
  • طول دیوار 40 برابر از ضخامت دیوار بیشتر باشد.
  • در مورد وال پست افقی نیز آمده است که اگر ارتفاع دیوار بیشتر از 3.5 متر باشد، این نوع وال پست قابل اجرا است. در این مورد هم علاوه بر مورد نخست، بعضی از دستور العمل ها محدودیت 30 برابر ضخامت دیوار را در نظر گرفته اند

دیوارهای غیرسازه ای در ساختمان چیست ؟

دیوارهای غیر سازه ای که در همه ارتفاع طبقه ادامه یافته است، باید به طور کامل در زیر پوشش سقف مهار شود، یعنی رگ آخر تیغه با فشار و ملات کافی در زیر سقف جای گیرد. منظور کردن این نکات موجب می شود که تا حد امکان از تغییر شکل دیوارها در اثر زلزله جلوگیری به عمل آید.

همه دیوارهای پیرامونی باید طبق بند 4-9-1-3 مبحث چهارم مقررات ملی برای مقاومت در مقابل زلزله به وسیله وال پست عمودی ایمن شوند. طبق همین بند درباره نحوه اتصال و الزام به اجرای وال پست عمودی توضیح داده شده است.

رعایت ضوابط مبحث ششم مقررات ملی درباره وال پست الزامی است و بندهای 5-3-4 و 4-5-4 که به ساختمان هشت سقف به بالا مربوط است نیز الزامی است.

در بند 8-3-1-11، مبحث هشتم مقررات ملی ساختمان درباره اجزای سازه ای و غیر سازه ای آورده شده است. کنترل هشتی گیر دیوارها و اجرای وال پست های عمودی و افقی در انطباق با نقشه ها و مطابق بند 7-5-3 و بند ۴-۹-۱ مبحث چهارم مقررات ملی ساختمان است.


دیوار های غیر سازه ای

 

در ساختمان ها وال پست چیست ؟

اجرای وال پست در ساختمان در سازه های بتنی و فولادی قابل استفاده است. جهت گیرداری بیشتر وال پست افقی در فاصله های 1 تا 1.5 متر و با استفاده از آجدار شماره 14 و بالاتر به سازه سقف اتصال می یابند. تمام پروفیل های قابل استفاده برای تولید وال پست عمودی و افقی باید ضد زنگ بخورند و برای اتصال بهتر میان وال پست با دیوارهای دو جهت و جلوگیری از ترک های ناشی از حرکت های جانبی ساختمان در مرحله نازک کاری، در روی آن توری مرغی یا رابیتس به کار رود و با سیم گالوانیزه محکم شود.

اشتباهات اجرایی در ساختمان وال پست چیست ؟

از آن جا که در اجرای وال پست، دیوار در همه جهت های داخل نبشی های افقی و عمودی اجرا می شود، این امکان وجود دارد که تغییر شکل خارج از صفحه دیوار کم شود. در بسیاری از مواقع، جزئیات اجرایی وال پست به وسیله پیمانکار یا کارفرما به علت های گوناگون مثل مسائل مالی عوض می شود که در بیشتر موارد موجب کاهش عملکرد وال پست می شود. این اشتباهات عبارتند از:

  • به کار بردن میلگرد در اجرای کلاف های افقی به جای نبشی
  • اجرا نکردن پشت به پشت نبشی های افقی و عمودی که موجب می شود دیوار فقط در یک جهت در داخل نبشی ها به اجرا درآید.

بادبند به اتصالاتی اطلاق میشود که میتواند نیروی زلزله که بصورت دو  محور X و Y به سازه وارد میشود را خنثی و به زمین برگرداند. بادبندها باعث مقاوم سازی سازه و در پی آن مقاوم سازی ساختمان می شوند. بادبندها ساختمان ها را در برابر باد هم مقاوم می کنند. در بسیاری از ساختمان ها از فریم های دارای بادبند و ستون های CFT بهره گیری شده است. گویا این استفاده ( برای نخستین بار ) در آمریکا اعمال شد.

اما طراحی مناسب بادبندها نقش مهمی را در این زمینه ایفا میکند و استفاده از آنها در سازه ها در صورت عدم طراحی مناسب و اجرای نکاتی خاص اعتبار سیستم را براحتی مخدوش می کند. اما  در صورت طراحی و اجرای صحیح دارای قابلیت بسیار خوب جذب انرژی و نیز شکل پذیری و سختی مناسب در درگیری با زلزله های قوی هستند و در تمامی آیین نامه های معتبر خارجی نیز به عنوان یکی از سیتمهای مناسب لرزه ای شناخته شده اند.

اما نکته ی اصلی که باید به آن توجه داشته باشیم این مورد است که در طراحی قاب هایی که از سیستم مهاربندی جانبی واگرا استفاده شده باشد باید مقدار نیروی برشی و لنگر خمشی در تیر پیوند به دقت محاسبه شود. عملکرد این تیرها مشابه عملکرد یک تیر ساده با دو نیروی متمرکز که نماینده های اعضای مهاربند می باشند است. البته واضح است که فقط مؤلفه های قایم اعضای مهاربند در برش وارد به تیر از طرف آن ها مؤثر است، و مؤلفه های افقی فقط تولید نیروی محوری می کنند. بادبندها از نظر ایجاد محدودیت از نظر معماری برای ایجاد بازشو و سختی زیادشان برای شکل پذیری دارای معایبی نیز هستند.

 

اجرای وال پست

 

 

بهترین سیستم برای بادبند : 

سیستم مهاربندی زانویی این سیستم مشهورترین سیستم مهاربندی معرفی شده در سطح دنیا است. المان های قطری کششی با اتصالات ساده به نقطه وسطی المان زانویی شیبدار وصل می شوند و این المان زانویی طوری طراحی می شود که در طی بارگذاری جانبی شدید، بدون آنکه کاهش قابل ملاحظه ای را در سختی و مقاومت کل سیستم ایجاد کند.

تفاوت سیستم های جانبی همگرا و واگرا : 

  • مهاربند واگرا

بادبندهای واگرا باید حداقل در یک انتهای بادبند به تیر متصل باشند و حداقل یک انتهای بادبند به گره تقاطع تیر و ستون متصل نباشد.

  • مهاربند همگرا

در بادبندهای همگرا امتداد اعضا شامل تیر، ستون و مهاربند همگرا از یک نقطه عبور می کنند. حال اگر بخواهیم فرق بین دو سیستم مهارجانبی همگرا و واگرا را بدانیم باید بگوییم که دو تفاوت عمده بین این دو سیستم وجود دارد، اول از نقطه نظر طراحی معماری ساختمان است که سیستم مهار جانبی واگرا دارای انعطاف پذیری بیشتری در این زمینه نسبت به سیستم مهار جانبی همگرا دارد، و تفاوت بعدی از لحاظ عملکرد سازه ای می باشد. سیستم مهار جانبی همگرا سختی بیشتری از خود نشان می دهد، اما در سیستم مهار جانبی واگرا این امر به طول تیرهای پیوند ارتباط دارد بطوریکه هر چه طول تیرهای پیوندی افزایش یابد سختی جانبی قاب کاهش می یابد اما انعطاف پذیری بیشتری خواهد داشت.  

انواع بادبند : 

بادبند ضربدری در مهاربند یا باند بند ضربدری دو عضو مهاربند به صورت قطری زوایای متقابل یک دهانه را به هم متصل می کنند.

بادبند ٧ و ٨

دراین نوع بادبندها، دو عضو بر روی یک گره و یا زیر تیر با یکدیگر متقارب باشند. در این نوع بادبند یک جفت بادبند در یک طرف ستون قرار می گیرند و یکدیگر را در نقطه ای بر روی ستون قطع می کنند.

بادبند قطری

در مهاربند یا بادبند قطری یک قطر داخل چشمه وجود دارد. در انتها باید ذکر شود در انتخاب محلهای مناسب برای بادبندها دقت ویژه ای داشته باشید و تا جایی که امکان دارد محل قرارگیری بادبندها در محیط پیرامون سازه باشد تا بازوی  مقاوم بزرگتری در برابر پیچش به وجود بیاورد و یکی از معایب قرارگیری  بادبند در باکس راه پله میتواند همین موضوع باشد.

بادبند قطری

 

منبع:

آرین تیس

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: پنجشنبه 21 آذر 1398 ساعت: 10:52

محاسبه ممان اینرسی به چه صورتی است؟ برای محاسبه ممان اینرسی یک سری فرمول و رابطه داریم که به سادگی می توانیم آنها را درک کنیم.

در این مقاله جامع به محاسبه ممان اینرسی می پردازیم.

ممان اینرسی چیست؟

ممان اینرسی در واقع نحوه پراکندگی یک سطح نسبت به یک محور مشخص و یا نسبت به یک نقطه را نشان می دهد. به عبارت دیگر به هر میزان یک سطح مشخص و ثابت از یک محور فاصله بیشتری داشته باشد ممان اینرسی و یا گشتاور سطح آن هم بیشتر است.

کاربردهای ممان اینرسی:

 ممان اینرسی در بسیاری از درس ها و علوم کاربرد دارد. به عنوان مثال در درس مقاومت مصالح در مبحث تنش عمودی ناشی از گشتاور خمشی از ممان اینرسی نسبت به محور و در مبحث تنش برشی ناشی از گشتاور پیچشی از ممان اینرسی قطبی j استفاده می شود. در درس دینامیک هم در مبحث حرکت دورانی شتابدار از ممان اینرسی جرمی استفاده می شود. در درس مکانیک سیالات در مقطع دانشگاه هم در بحث استاتیک سیالات از روابط ممان اینرسی استفاده می شود. در فیزیک و بسیاری از علوم ممان اینرسی و یا گشتاور دوم سطح کاربرد زیادی دارد. 

فرمول ها و روابط مربوط به ممان اینرسی و یا گشتاور دوم سطح:

 برای محاسبه ممان اینرسی می توان از روابط که در ادامه ارائه شده است استفاده کرد. ممان اینرسی می تواند نسبت به محور x یا y و یا نسبت به یک نقطه محاسبه گردد. ممان اینرسی حاصضلرب هم در روابط زیر قابل مشاهده است و کاربرد زیادی ندارد. اگر جسم حداقل یک محور تقارن داشته باشد ممان اینرسی حاصلضرب برای آن صفر است. در محاسبه مامن اینرسی برای یک شکل داده شده باید المان سطح کوچکی در نظر بگیرید و در روابط زیر آن را جاگذاری نمائید و در نهایت با محاسبه انتگرال ممان اینرسی بدست می آید. مهمترین بخش کار این است که المان و یا جزء سطح را به درستی در نظر بگیرید و آن را درست فرمول بندی کنید.

فرمول ممان اینرسی

ممان اینرسی شکل های متداول: 

فرمول ممان اینرسی دایره، مستطیل، مثلث، نیمدایره و ... در کتاب های مرجع (ممان اینرسی سطح شکل های متداول در پیوست های کتاب های استاتیک مریام و بیرجانستون و ممان اینرسی جرمی را در انتهای کتاب دینامیک مریام می توانید مشاهده کنید) ارائه شده است. به عنوان مثال اگر عرض مستطیل برابر b و طول آن برابر h باشد ممان اینرسی نسبت به محوری که منطبق بر عرض آن است به صورت 1/12bh^3 خواهد بود (^ علاومت توان است). برای چنین شکل های متداولی نیاز به استفاده از انتگرال گیری نیست و کافی است روابط مربوط به آنها را به خاطر بسپارید.

ممان اینرسی شکل های مرکب: 

اگر یک شکل داشته باشید که به عنوان مثال از یک مستطیل، مثلث و نیمدایره تشکیل شده باشد و بخواهید ممان اینرسی و یا گشتاور دوم سطح کل شکل را به نسبت یک محور مشخص بدست آورید، کافی است ممان اینرسی کل اجزا (مستطیل، نیم دایره و مثلث) را نسبت به محور مورد نظر تک تک محاسبه کنید و در نهایت همه ی آنها را با هم جمع نمائید. اگر شکلی که به شما داده شده است مجموعه ای از شکل های متداول و شناخته شده است دیگر نیازی به انتگرال گیری ندارید و باید از این روش برای بدست آوردن ممان اینرسی شکل کل استفاده کنید.

واحد و دیمانسیون ممان اینرسی: ممان اینرسی سطح در جداول اشتال و در برخی کتاب ها با J و در برخی با I نمایش داده می شود، واحد آن طول به توان چهار است و دیمانسیون آن [L4] است.

قضیه محورهای موازی در ممان اینرسی:

 اگر برای یک شکل با استفاده از انتگرال گیری و یا با استفاده از رابطه شکل های مرکب ممان اینرسی را نسبت به یک محور بدست آوردید، در ادامه با استفاده از قانون محورهای موازی و یا انتقال محورها می توانید ممان اینرسی را نسبت به هر محور دلخواه دیگری که با محور اول موازی است بدست آورید. البته یکی از محورها در این رابطه حتما باید از مرکز سطح عبور کرده باشد. این رابطه به صورت I=Ic+Ad^2 است. که در آن Ic ممان اینرسی نسبت به محور مرکزی، d فاصله بین دو محور، A مساحت سطح و I ممان اینرسی نسبت به یک محور دلخواه موازی با محور مرکزی است.

رابطه ممان اینرسی قطبی با ممان اینرسی به نسبت محورها:

 اگر ممان اینرسی قطبی را با j نشان دهیم رابطه آن به ممان اینرسی به نسبت محورهای x و y به صورت مقابل است: j=Ix+Iy. این رابطه با فرمول های ممان اینرسی قابل اثبات است.

منبع:

ایران مدرس

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 20 آذر 1398 ساعت: 16:04

امروزه سقف تیرچه بلوک، به عنوان متداول ترین و حالت کلاسیک اجرای سقف در ساختمان شناخته می گردد.  این سقف ها در مقایسه با سایر سقف های رایج در کشور، مزایای خاصی را داراست و شاید به همین علت است که همیشه توجه بیشتری به طراحی سقف تیرچه بلوک می شود.

یکی از نکات پایه ای در مورد سقف تیرچه بلوک، این است که در صورتی که می خواهید وزن سقف را کمتر کنید و در استفاده از بتن صرفه جویی داشته باشید، می توانید بخشی از مقطع کششی بتن را حذف نمایید. (همان گونه که می دانید، بتن اصلا قابلیت تحمل کشش را ندارد و مقاومت کششی آن یک دهم مقاومت فشاری آن است. لذا استفاده از بتن در بخش هایی مثل پایین سقف که به کشش می افتد، کاری عبث و بیهوده بوده و تنها سبب سنگین تر شدن سقف خواهد گشت.) گفتنی است که این قسمت کاربرد و تاثیر زیادی در مقاومت سقف ندارد. بنابراین تنها آن بخش از سطح مقطع را باقی بگذارید که جهت جاگذاری میلگردهای کششی مورد نیاز می باشد. برای درک بهتر این موضوع، به تصویر زیر توجه فرمایید:

دتایل سقف تیرچه بلوک

در نتیجه ی حذف بتن از این بخش ها، حجم بتن کاهش یافته و به دنبال آن وزن مرده ی ساختمان به میزان قابل توجهی با کاهش مواجه خواهد شد. البته توجه داشته باشید که بر مبنای این روش، هرچند وزن سقف کاهش می یابد اما هزینه ی قالب بندی آن تا حدودی افزایش خواهد یافت؛ در نتیجه فاصله ی میان هر دو تیرچه با بلوک های سفالی یا بتنی توخالی سبک وزن پر می شود. در این صورت هیچ نیازی به قالب بندی محل های توخالی و پر نمودن آن محل ها نبوده و همان بلوک توخالی، کار خالی کردن آن فضا را انجام خواهد داد. در تصاویر زیر، این موضوع به خوبی نشان داده شده است:

حذف بتن از بخش هایی از سقف تیرچه بلوک

دتایل سقف تیرچه بلوک

 

بعد از اینکه میل گرد های تقویتی و حرارتی مورد نیاز را در محل قرار دادید، سقف یکپارچه ای به وجود می آید که دارای مقاومت مورد نیاز خواهد بود و از صرفه اقتصادی برخوردار است که عایق حرارتی و صوتی بسیار بهتری نسبت به سایر سقف های رایج است.

تیرچه بتنی

اگر قصد ساخت این تیرچه ها را دارید، بایستی آرماتورهای اصلی مورد نیاز سقف را به یک شبکه خرپایی با ایستایی کافی به متصل کنند؛ بدین صورت وزن بلوک ها، وسایل و افرادی را که روی آن کار می کنند در پاشنه ی بتنی محدودی تحمل خواهد شد. این بتن به حدی خواهد رسید که می تواند در قالب های فلزی که به شکل ناودان است، یا در فندوله ی سفالی شکل گرفته و خود را می گیرد. پاشنه ی تیرچه، حالتی دارد که تکیه گاه کافی و مناسبی را جهت گذاشتن بلوک ها به وجود می اورد. برای درک بهتر این موارد می توانید به تصاویر زیر نگاه کنید.

تیرچه بتنی

بلوک

همان گونه که اشاره کردیم، بلوک معمولا در جهت استفاده به صورت قالب دائمی یا قالبی استفاده می شود که بعد از پیاده سازی سقف در آن باقی می ماند. بخش تحتانی بلوک جهت تامین یک سطح صاف با هدف نازک کاری سقف و تیغه های داخلی بلوک با هدف تقویت مقطع آن اجرا می شوند. توجه داشته باشید که در محاسبات مربوط به مقاومت سقف، بلوک ها محاسبه نمی شوند. اما برای قالب هایی که باید نیروهای اجرایی قبل از بتن ریزی، سقف را تحمل نمایند، اجرا می شود و به عنوان نمونه بر روی سقف، قبل از بتن ریزی قدرت تحمل نیروی حاصل از عبور کارگران و افراد مختلف و فرغون را داشته باشد.

بنابراین حالت کلی بلوک با در نظر قرار دادن موارد مطروحه طراحی می شود. مواد اولیه بلوک توخالی نیز اغلب از بتن و مصالح سنگی معمولی یا بتن و مصالح سبک و یا سفال است. هم چنین ارتفاع و طول بلوک به ضخامت کل سقف و همچنین فاصله ی تیرچه ها از همدیگر بستگی دارد. توجه داشته باشید که معمولا عرض بلوک ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر است. بلوک های سفالی باید هیچ گونه ترک و شکستگی نداشته باشند. سطح خارجی بلوک نیز به منظور اتصال مفید تر شیار دار ساخته شده است. در تصویر زیر، می توانید چند نمونه بلوک را مشاهده فرمایید:

بلوک های سقف تیرچه بلوک

 

کلاف میانی

کلاف میانی بتنی که جهت آن عمود بر جهت تیرچه ها است، به منظور ممانعت از پیچش تیرهای T و با هدف توزیع هماهنگ بار روی سقف تیرچه بلوک و نیز در مکان هایی که بار منفرد موجود می باشد، در سقف به کار برده می شود. کمترین عرض کلاف میانی برابر با عرض بتن پاشنه ی تیرچه بوده و ارتفاع آن با ارتفاع سقف برابر خواهد بود. کلاف میانی هنگامی در سقف استفاده می شود که بار زنده ی سقف کمتر از ۳۵۰ کیلوگرم و طول دهانه نیز بیش از ۴ متر باشد. لازم به ذکر است که برای کمتر از این مقادیر نیازی کلاف میانی نبوده اما برای مقادیری بیش از این میزان باید دو کلاف میانی به کار برده شود. میلگرد های کلاف میانی اغلب در بالا و پایین کار می شوند و حداقل قطر میلگرد درباره ی میلگرد آج دار ۶ میلیمتر و درباره میل گرد ساده ۸ میلی متر می باشد.

 

 

منبع:

ساختمان 115

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 15:22

صفحه بندی